‏نمایش پست‌ها با برچسب فیس بوک. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فیس بوک. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ خرداد ۱۹, پنجشنبه

تولی و تبری

قرآن کریم برای ما یک سری ملاک تعیین کرده است؛ ملاک هایی که با گذر زمان و چرخش ایام محکم برجای خود می مانند تا چراغ راه‌مان باشند در تاریکی های جهالت. 
یکی از بزرگ‌ترین معیارهای مطروحه قرآنی ، ملاک تبری و تولی ست. امری که مانند نماز و روزه و حج ، یکی از فروع دین مبین اسلام است و امروز هرچه می خوریم از بی اعتنایی به همین ملاک مهم است که می خوریم....

کسی که تولی و تبری نداشته باشد به صریح اسلام، اصلا دین ندارد...دشمن داشتن چه کسانی و دوست داشتن چه کسانی... خود من و شما هم گاهی خیلی از نزدیک با این ملاک مواجه می شویم. روبه‌روی گنبد طلای رضایش می ایستیم و سینه صاف کرده می‌خوانیم : و انا ولی لکم بری من عدوکم.... موال لاولیاکم، مبغض لاعدائکم... خیلی راحت می خوانیم این ها را...
ولی تنها می خوانیم انگار!
چند وقت پیش موجی راه افتاد که در جواب حرکت سخیفانه ی عده ای بی حیا در توهین به ائمه‌ی معصوم در فیس بوک مدام از خوبی و نیکی های ائمه می گفت در حالی که عنصر گمشده‌ی این جریان نه تولی که تبری ست...
تولی یعنی دوست بداری دوستان خدا را، معصومین را و بندگان خوب خدا را . یعنی دوست بداری رضای خدا را و هر عمل که به رضای او بیانجامد... یعنی دوست بداری حلال ها را و دستورات شرعی را که از جانب حق تعالی و پاکان معصوم خلق است. یعنی دوست بداری خوبی را.
در عین حال تبری یعنی دشمن بداری ناپاکی را! دشمنان خیر و خوبی را دشمن بداری. و هر عمل که موجب نارضایتی معبود باشد را دشمن بداری.... یعنی دشمن بداری حرام ها را و خلاف شرع ها را که مخالفت با خدای یگانه و سرباززدن از ولایت پاکان معصوم خلق است. یعنی دشمن بداری بدی را..

آن روزها که موضوع این توهین ها مطرح بود، کمتر دیدم از دوستان فیس بوکی ام که جرات داشته باشد در لیست دوستانشان آنان را که آن صفحه‌ی منحوس را لایک کرده بودند، از رفاقت خویش حذف کند. کمتر کسی حتی جرات این قدر هزینه کردن ها را در راه تبری دشمنان الاهی داشت... این جاست که دیگر شک می کنی به تمام حرف های به ظاهر دینی و اعتقادی بعضی از همین دوستان...
تنفس قرآنی چیزی ست که لازمه‌ی درک رضای خداوندی ست برادران ایمانی من! با حرکت های جوزده ی احساسی راهی به جایی نمی بریم.
در فیس بوک نوشتم : "می دانی وقتی چیزی را لایک می کنی یعنی داری می گویی دوستش دارم ها!!" و خیلی ها نفهمیدند.
دوست داشتن و دشمن داشتن اساس اسلام است، هل الدین الا الحب و البغض... و باور کن به همین سادگی چیزی مثل فیس بوک این مفاهیم را برای من و تو ساده می کند و قلب می کند معناهاشان را! تا جایی که به راحتی از لیدی گاگا گرفته تا پینک فلوید و بیتل را لایک می کنی و نمی فهمی چه داری می کنی با خودت.....

همه چیزمان همین قدر از معنا تهی شده است...

دشمن داشتن دشمنان خدا خیلی خیلی مهم است. اصلا معیارست.. معیار مسلمان بودن یا نبودن. در تاریخ هم که نیم نگاهی بیاندازی می بینی که همین است.
اما دشمن داشتن دشمنان خدا برای خدا، برای آن که آنان دشمن خدایند نه وجهی دیگر. 
و دوست داشتن دوستان خدا برای خدا برای آن که آنان دوستان خدایند.......

این ها که گفتم را اگر پی بگیری در سیاست امروز هم به جاهای خوبی می رسی. در این زمانه که خیلی چیزها دست خوش اخبار و اطلاعات هستند و دروغ و راست با هم آمیخته، شاید تنها محک مانده ای که هنوز می تواند به کار من و تو بیاید برای یافتن حق همین محک تولی و تبری ست....
کدام گروه از کدام مسلک حمایت می کند و کدام مسلک با کدام گروه دشمن است.....
مثلا امروز در منطقه ی ما خیلی کشورها با الگوهایی شبیه به هم آشفته شدند. ایران در دو سال قبل و تونس و مصر در سال قبل و لیبی و بحرین و یمن و سوریه در همین روزها و به زودی  زود خیلی های دیگر.....
ولی جالب آن جاست که برخورد حکومتی مثل امریکا یا عربستان (که مواضعی روشنی در قبال اسلام و شیعه دارند و به زعم خیلی از ما، دشمن اسلام و خداوند محسوب می شوند) در قبال این ها یکسان نبود.
اگر فرض کنیم حتی ظاهر این ها همه شبیه هم بودند، چرا در قبال ایران و سوریه امریکا و سعودی کاملا دوشادوش معترضان، در قبال مصر و تونس و لیبی ابتدا در مقابل معترضان و بعد در کنار آن ها و در قبال یمن و بحرین دقیقا در مقابل و معارضه با معترضان بودند؟ بلاخره این دشمنی ها باید وجهی داشته باشد و آن دوستی ها هم! یا نه؟
در ایران و سوریه معترضان چه خواسته ای -حتی شاید به حقی- داشتند که مورد پسند دشمنان خدا بوده و هست؟
در بحرین و یمن معترضان چه فریادی را بلند کرده اند که این طور دشمنان خدا را به تکاپو انداخته است؟
نمی شود به راحتی این حضور دوگانه و متفاوت دشمنان خدا را در عرصه ها نادیده گرفت برادر ایمانی من! این ها برای من و تویی که قرار بندگی خدا داریم غیر قابل اغماض است..... دشمن خدا را دشمن بدار و از آن چه او در آن طمع دارد بترس

باور ندارم آزاده ای این ها را همین طوری برای خود حل کند.
اما امید هم کم دارم که دوست مورد علاقه ی من این متن را به قصد فهم بخواند. 

۱۳۹۰ فروردین ۱۰, چهارشنبه

رای منو پس بده!

چقدر شبیه زمان انتخابات بود این دادو بی داد ها....

آن ایام با خودم فکر می کردم یعنی واقعا این بیست ودوهزار نفری که بعضا به این‌ حرف ها دل‌خوش کرده اند، خبر ندارند از جامعه‌ی ایران یا خود را امید می‌دهند یا حتی.......
----------
اخراجی ها اکران شد، جدایی نادر از سیمین هم!
بنده جزو آن دسته بودم که نه کاری به این حماقت‌های سبز رنگ داشتم نه در دیدن اخراجی‌ها سودی می دیدم، مثل آن خیلی از ملت که از اخراجی‌ها لذت می برند هم ، لذت نمی بردم از آن، پس به تمایل شخصی نادر از سیمین را دیدم! فیلمی خوش ساخت و البته ناجوان مرد و عوضی!
این که می‌گویم عوضی، فحش نمی‌دهم؛ عوضی بود؛ خودش را در نگاه‌ خیلی‌ها چیزی جا می‌زد که نبود و از این حیث عوضی بود... 
همان‌جا در تجربه‌ی شخصی ام در سینما فهمیدم که اخراجی ها حداقل چند برابر نادر از سیمین می‌فروشد!

البته من "رنگی" نبودم که با دیدن موردی محدود حکم دهم! حماقت که افتخار نداشت؟
بر اساس درک عمومی من از جامعه ی ایران این مورد تنهایی که من در تهران دیدم اصلا در مقابل بدنه‌ی جامعه ایران به حساب نمی‌آمد! لاجرم اخراجی ها چندین برابر فروش می کرد......

---------
خوش ساخت نیست این "اخراجی ها"(که البته سه اش را هنوز ندیده ام!!) و خوش ساخت است این "جدایی"، اما همان فکر خطایی که در انتخابات فکر می کرد " چون داماد لرستان است باید لرستان به او رای بدهند،" همان فکر خطا داشت که قدرت و ضعف فیلم در ایران ملاک بیش‌تر فروختن است! 

ایران را نشناخته بود این فکر......
هنوز هم ایران را نشناخته است و با این رویه ، احتمالا نخواهد شناخت!
بعد دیدم برخی دوستانم مانند بچگی‌های زمان انتخابات نوشته‌اند که " فروش ساختگی " و " تقلبی" ، "بلیط ما رو پس بده" و از این جنس حرف ها، بعدتر هم آمدند و توهین و بی ادبی و......
بابا جان من! تا کی می خواهی نبیینی!!! تا کی؟

بعدتر منادیان و مدعیان اخلاق دیروز و ادب مرد به ز دولت اوست!، آمدند و گفتند کپی‌اش می‌کنیم و کردند و پخشش کردند و ما ماندیم دوباره در تناقض با این جریان رنگی که تا دیروز کپی قهوه‌ی تلخ غیر انسانی بود و اخ! اما حالا کپی این یکی مباح بلکه صواب است!!!
عجیب متناقض است این جریان! عجیب....
گویا انگار نه انگار که حقی در میان است و باطلی!!!؟

و چقدر شبیه زمان انتخابات بود این داد و بی‌دادها.........

----------
من در این حرف ها مدام دنبال رفقایم هستم وگرنه می دانم مساله برای خیلی‌ها دیگر کارِ از کار گذشته است!!!
:)
دوست عزیز سبز من!
عرصه‌های واقعی، بازی منچ نیست که راحت زیرش بزنیم! نق بزنیم! گریه کنیم و اگر هم باب میلمان نبود عالم و آدم را متهم کنیم!
مورچه نباشیم که وقتی قطره آبی رویمان افتاد فریاد بزنیم جهان را آب برده است!!!
ملت ایران امروز این طور اصلاحات را نمی خواهد! فتنه و منافقی را که چه عرض کنم!
جالب است بدانی، توی همان سالن جدایی نادر از سیمینی که من بودم، غیر از من نزدیک به پنج خانواده هم بودند که هیچ‌کدام شان از حیث ظاهر رعایت شرعیات نکرده بود، عکس العمل همان‌ها بعد از فیلم یک چیز بود:‌ " مذخرف!!!"
اما تو اگر آن ها را در خیابان ببینی فکر می کنم مثل تو فکر می کنند!
تازه این اخراجی ها که می بینندش همین مردم و خوب می فروشد و تازه همه را هم می خنداند، همان سران جریان رنگی را مسخره کرده و البته مسخره شده اند پیش از این‌ها! -در میان ملت....-

جالب نیست؟