‏نمایش پست‌ها با برچسب امام خامنه‌ای. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب امام خامنه‌ای. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ تیر ۷, سه‌شنبه

فدای چشم مست‌ش

می‌دانی چه روح عظیمی باید باشد در کالبد،
که انفجار بمب کالبدت را مجروح کند و تا پای مرگ پیش‌ت ببرد و منتقل‌ت کنند بیمارستان و چندین عمل جراحی حساس بر رویت انجام دهند تا شاید برگردی، و بعد وقتی به فضل الاهی به هوش آمدی خبرنگار بیاید و از احساست بپرسد و آرام و در نهایت شورانگیزی بگویی:‌ 
سر خم می سلامت ؛ شکند اگر سبویی.....

می دانم که نمی دانی!
چه این که اگر می دانستی اکنون شانه‌هایت آرام نمی‌گرفت و هق هق‌ت را لاجرم باید فرومی‌خوردی...... می دانم که نمی دانی


---------
پی‌نوشت:
"بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت ؛ سر خم می سلامت شکند اگر سبویی" بیتی از غزل پر احساس و عاشقانه ‌ی فصیح‌الزمان شیرازی‌ست که معمولا دوستان من مطلع‌ش را خاطر دارند :‌همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی......
مقام معظم رهبری مدظله العالی، این ادیب بزرگ در پس سو قصد ششم تیر، خطاب به پیرمرداش ادب می کند با این لفظ؛ خطاب به امام.
ویدیوی تاثیرگذاری دارد این عرض ادب .

۱۳۹۰ خرداد ۲۵, چهارشنبه

قدر بلند تو را کس نشناسد

ایام البیض آغاز شده و من هم مثل خیلی ها قرار داشتم این چند روز را دیگر به وب برنگردم.
اما مگر می گذارد این نگار ما!؟

برخی آدم ها را تا دور زمین هست و زمان هست، کسی نخواهد شناخت. اولیایی که گاهی در دل خانه هاشان هم غریب می مانند، حتی گاهی در دل تاریخ غریب می مانند بعضی شان.
گاهی بعضی بعدها شناخته می شوند، ولی تنها تا قوزک پای قامت بلندشان !
اولیای معصوم سرسلسله ی این غربت هستند که انتهای معرفت بشر به گرد پای غلام خانه شان هم نخواهد رسید.
پیر ما می گفت،" ما خاک پای غلام قنبر او هم نمی شویم؛" و این پیر ما کسی بود که چون منی خاک پای او هم نخواهد شد!

عالم امکان فدای خاک پای علی مرتضا (ع) که این فدایی، تنها قدر عالم را بالا می برد ورنه علی (ع) را به عالم چه کار.....
شیرمرد ناوردهای هول، در راه جهاد خدا آن قدر شمشیر زد و از پای ننشست و آن قدر جسم ناپاک بر زمین ریخت که غیظش را نسل در نسل در فرزندانشان به میراث گذاشتند!
و خدایگان مهر و رحمت ، که وصف نیمه شب های یتیمان کوچه های کوفه اش زبان‌زد دوست و دشمن گشته،
و بنده ترین بندگان، که بالای بلند نمازهای هزار رکعت هر نیمه شبش، کلاه عقل از سر افکنده است.
صاحب خطبه های مردافکن و کلام فوق کلام المخلوق دون کلام الخالق!
چه بگویم در وصفش که هر چه بگویم تنها او را در عباراتی کوتاه حصر کرده ام و این ظلم ، ظلم بزرگی ست...
عالم فدای خاک پای او،
که روسیاه است از عجز فهم بلندای معرفت‌ش....

-------
سیاست یکی از آن عرصه‌هایی ست که خیلی راحت در آن ، بزرگی بزرگان نادیده گرفته می شود و عظمت‌شان به چشم نمی آید.
اخبار ساعت 21 شبکه اول است و لحظاتی از مجلس شاعران مذهبی با رهبری را دارد پخش می کند. ناگهان در پاسخ شعر عربی یکی از شاعران عرب زبان کشور، آقا شروع می‌کنند به خواندن شعری عربی در اوج بلاغت و احساس!
متحیر مانده ام!
چندسالی ست به این بلاغت شعرخوانی عربی نشنیده ام. 
شب میلاد علی مرتضاست -علیه السلام- .  
خوب این سید نشان از اجداد طاهرینش دارد.
شیرمرد ناوردهای هول انقلاب اسلامی، که رحمت‌ش از برای مومنان به وسعت پهنای آسمان است و شدت‌ش در مقابل اهل بدعت و شرک زبان‌زد اهل زمین!
عجب بلاغتی دارد این مرد، کافی ست کلام را بدو بسپاری -چه عربی و چه فارسی- چنان می تازد در عرصه ی کلام که گویی کلمات به دنبال او در تقلا هستند. عجب بلاغتی دارد این ذریه‌ی عزیز علی مرتضا (ع)!

شب میلاد امیرالمومنین (ع) است.
 خدایا تو شاهد باش -با افتخار- سید مظلومان امروز تاریخ، ولی امر مسلمین جهان، خدمت گزار کوچک خلیفه‌الله الاعظم را برای شادی دل امیرالمومنین مدح می کنم!
شاهد باش که هرچه در نزد ما محبوب است این ولی، همه از مهر و محبت علی (ع) است و بس.
و معترفم به تقصیر که هر چه از خوبی های او بگویم به گرد پای او هم نخواهم رسید...

دست علی و آل علی (ع) به همراهت آقای ما!